حسن بيگلرى

226

سر البيان في علم القرآن ( فارسى )

وقف و طرق نه گانهء آن وقف يعنى درنگ كردن و در اصطلاح تجويد ، جدا ساختن كلمه است از ما بعدش و ضد آن وصل است و ميانهء وقف و وصل ، سكته مىباشد . هنگام وقف ، صوت و نفس هر دو قطع مىشود و نفس تازه ميگردد و در وصل ، صوت و نفس قطع نشده و نفس تازه نميشود و قطع صدا و اعراب را بدون قطع نفس ، سكته گويند كه پس از قطع صدا ، ما بعد آن بدون تازه كردن نفس خوانده مىشود . فايده و اهمّيّت وقف - چون غالبا خواندن يك سوره يا آيه‌اى بيك نفس دشوار است براى تازه كردن نفس ميتوان وقف نمود و دوباره شروع به خواندن كرد به شرط آنكه حسن ابتداء بعد از وقف رعايت شود زيرا مراعات موارد وقف ، مدخليت تامّى در معنى آيات دارد و عدم مراقبت آن در بعضى مواقع ممكن است معنى را تغيير دهد بنا بر اين بطوريكه در مقدمهء فصل دوم نيز بيان شده رعايت موارد وقف و وصل ، اهميت شايان دارد بقسمى كه ميتوان شناسائى مواضع وقف را برابر و معادل با ساير قواعد علم تجويد دانست . از عبد اللّه بن عباس كه از صحابهء پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و نويسندگان وحى است روايت شده : الوقوف منازل القرآن ( وقف‌ها ، منزل‌هاى قرآن است ) و وقف را بمسافرى تشبيه كرده كه در راه ، بمنزلى رسد و قدرى بياسايد و سپس به راه افتد . كلمه‌ايكه وقف بر آن مىشود به عربى موقوف عليها ( وقف شدهء بر آن ) نامند و به 9 طريق مشروحهء زير ميتوان كلمه‌ايرا از ما بعدش قطع و وقف نمود : 1 - اسكان 2 - ابدال 3 - روم 4 - اشمام 5 - الحاق 6 - حذف 7 - اثبات 8 - ادغام 9 - نقل 1 - إسكان « بكسر همزه » : يعنى ساكن نمودن حرف آخر كلمهء موقوف عليها در صورتى كه متحرك باشد مانند مِنْ قَبْلِكَ كه هنگام وقف ، فتحهء كاف لفظا حذف